كارآفريني يك هنر موروثي نيست
كارآفريني يك هنر موروثي نيست
كارآفريني يك هنر موروثي نيست ،يك انديشه قابل پرورش و كوشش اصولي است .به نظر پيتر دراكر اساسيترين كارآفريني ، نوآوري است .و نوآوري بيشتر از آنكه يك هوش سرشار و نبوغ شخصيتي باشد، يك شيوه عمل است كه لازمهاش دانش، توانايي، دقت و كار هدفدار است . نوآوري ميتواند به عنوان يك رشته علمي، در فرصتهاي نوآوري تجربه شود. اين فرصتها قابل دستهبندي بوده، مديران با جستجوي هوشمندانه در آنها ميتوانند تغييرات هدفدار در تواناييهاي اقتصادي و اجتماعي سازمان بوجود آورند. مقاله دركر نگرشي نو، در باب نوآوري است كه ميتواند به عنوان راهنماي عملي مديران در عرصههاي مختلف كارآفريني تجربه شود.
اين روزها مباحث فراواني پيرامون ويژگيهاي شخصيت كارآفرين مطرح است ،ليكن تنها تعداد كمي از كارآفريناني كه من طي سه سال گذشته با آنها برخورد كردهام، از چنين ويژگيهايي برخوردار بودهاند. من پي بردهام كه بسياري از افراد (فروشندگان، جراحان، روزنامهنگاران، پژوهشگران و حتي موسيقيدانان)، حداقل در مواردي كارآفرين هستند. در مجموع استنباط من از كارآفرين موفق اين است كه كارآفريني نوع خاصي از شخصيت نبوده، بلكه ناشي از منظم بودن نوآوري است .
نوآوري وظيفهاي ويژه بريا كارآفريني است ،چه در يك صنعت باشد، يا در يك نهاد خدمات عمومي و يا در كاري كه فرد به تنهايي يك آشپزخانه خانوادگي انجام ميدهد و بدين معناست كه از طريق كارآفرين ميتواند هم ثروتهاي جديد ايجاد كرده، منبع آفرين باشد و هم به منابع موجود، استعداد بيشتري بر يا ثروتآفريني ببخشد.
امروز تعريف مناسب كارآفريني با بيشترين ابهام روبروست. برخي صاحبنظران اين واژه را براي اشاره به همه صنعتهاي كوچك بكار ميبرند و برخي ديگر براي صنعتهاي جديد از آن استفاده ميكنند. به هر حال، موسسات كارآمد فراواني وجود دارند كه از كارآفريني بطور موفقيتآميزي بهرهبرداري ميكنند. بنابراين، اين اصطلاح به اندازه يا عمر خاصي از سازمان اشاره نميكند. بلكه منظور از آن، نوع خاصي از عملكرد است كه در بطن آن نوآوري نهفته است. نوآوري كوششي براي ايجاد تغييرات هدفدار در تواناييهاي اقتصادي يا اجتماعي سازمان است.
منابع نوآوري
نوآوري ميتواند ناشي از نبوغ افراد و تراوشات قريحه آنها باشد. ليكن، اكثر نوآوريها، به ويژه نوآوريهاي موفق ناشي از جستجوي هوشمندانه در فرصتهاي نوآوري است،كه تنها در موقعيتهاي خاصي به دست ميآيد.
در يك شركت يا صنعت چهار نمونه از اين فرصتها وجود دارند كه عبارتند از :
رويدادهاي غيرمنتظره
-ناسازگاريها
-نيازهاي فرآيندي
-تغييرات صنعت و بازار
سه منبع ديگر فرصتها در خارج از شركت، در محيطهاي اجتماعي و فكري ايجاد ميشو ند كه عبارتند از:
-تغيير ويژگيهاي جمعيت
-تغيير نگرش
-دانش جديد
اين منابع همپوشي داشته، ليكن از نظر ريسكپذيري، دشواري و پيچيدگي با يكديگر تفاوت دارند و در يك زمان، بيشتر از يك مورد آنها ميتواند عامل نوآوري شود. به هر حال، موارد فوق علت اكثر فرصتهاي نوآوري را بيان ميكنند.







