کارآفرینی اجتماعی چیست
رویکرد کارآفرینانه در بخش اجتماعی
کارآفرینی اجتماعی فرایند استفاده و ترکیب نوآورانه منابع است که می تواند درون، یا بین بخش های غیرانتفاعی، تجاری و دولتی صورت پذیرد و برای بهره برداری از فرصت هایی است که ارزش اجتماعی ایجاد می کنند. کارآفرینان اجتماعی که عهده دار انجام این فرایند و رسیدن به سود اجتماعی هستند همانند یک کارآفرین بوده یعنی عاملان تغییری هستند که ارزش آفرینی می کنند، نوآورند، به دنبال فرصت ها و منابع هستند و تنها تفاوت آن ها این است که یک رسالت اجتماعی در ذهن خود دارند و می خواهند جهان بهتری بسازند که مسائل اجتماعی در آن کمتر به چشم بخورد.(دیز، 2001، 4)
وجه تمایز اصلی کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی اولویت اهداف اجتماعی بر اقتصادی است(میر و مارتی، 2006). کارآفرینان اجتماعی برای رسیدن به اهداف اجتماعی شان، ناگزیر از پیگیری فرصت های سودآور هستند، بنابراین گفته می شود که در کارآفرینی اجتماعی، اهداف اجتماعی بر اهداف اقتصادی اولویت دارند ولی توجه به این نکته هم ضروری است که کارآفرینی تجاری هم عاری از جنبه های اجتماعی نیست بلکه یکی ازمحصولات فرعی کارآفرینی تجاری، سود اجتماعی است ولی از آنجائیکه ایجاد این سود اجتماعی انگیزه و هدف اولیه ایجاد سازمان های کارآفرینانه نیست گفته می شود اولویت در کارآفرینی اقتصادی، اهداف اقتصادی هستند.
همانطور که هر کسب و کار انتفاعی، کارآفرینانه نیست، هر موسسه ای که با هدف اجتماعی ایجاد شده باشد هم کارآفرینانه اجتماعی نیست. محققان موسسات کارآفرینانه اجتماعی را کسب و کارهایی می دانند که برای مقاصد اجتماعی به کسب و کار می پردازند. آن ها مقاصد نوآورانه، کارآفرینانه و اجتماعی را ترکیب کرده و به دنبال آن هستند که با تولید سود از راه کسب و کار، از نظر مالی دوام بیاورند. رسالت اجتماعی آن ها بر اساس منافع اجتماعی اولویت بندی می شود و نه سود مالی و وقتی سودی کسب می کنند، آن را برای زیاد کردن تلاش های اجتماعی گروه ذینفع یا جامعه صرف می کنند و این سود، صرف کسانی که سازمان را کنترل می کنند، نخواهد شد.
بنابراین طبق تعریف سازمانی را بایستی کارآفرینانه اجتماعی در نظر گرفت که:
1- با اولویت هدف اجتماعی ایجاد شده باشد.
2-برای تامین منابع مالی مورد نیاز جهت ایجاد ارزش اجتماعی از فرصت های کسب و کاری و استراتژی های در آمدزایی بهره گیرد.
3- از روشهای نوآورانه برای تولید ارزش اجتماعی بهره گیرد.
4-درآمد حاصل از فعالیت های سودآور، بدون تقسیم بین موسسان، برای ایجاد ارزش اجتماعی بیشتر صرف شود.
تحقیقات در زمینه ی سازمان های غیر دولتی ایران نشان دادند که شرایط حاکم بر این سازمان ها، سنتی و غیر کارآفرینانه است (مقیمی،1383، ص.153). شاهد این امر در بخش دولتی هم، ارائه ی آمار افزایش افراد تحت پوشش دریافت کنندگان کمک های نقدی و غیر نقدی از این نوع سازمان ها به صورت شاخصی از موفقیت سازمان های مذکور، توسط متولیان امور خدمات اجتماعی است. بنابراین به دلایل متعدد سازمانهای غیردولتی و غیرانتفاعی کشور بایستی به رویکردهای کارآفرینانه برای ایجاد ارزش اجتماعی متوسل شوند که مهمترین آن ها عبارتند از : (مقیمی، 1382، 58)
- درک مناسبتر از نیازهای جامعه
- کیفیت بالاتر خدمات با تمرکز بر آنچه که سازمان بهتر انجام میدهد.
- عملیات مؤثرتر و کاراتر در سازمان
- افزایش منابع مالی و استفاده بهتر از آنها
- روابط بهتر با مشتریان و سایر سهامداران بیرونی
- افزایش حس اعتماد ارباب رجوع و سرمایهگذاران
شواهد حاکی از آن است که در حال حاضر تلاش های اکثر مدیران سازمان های اجتماعی کشور صرف تامین و توزیع مجدد منابعی می شود که از طریق کمک های مردمی و دولت بدست می آیند و در به کارگیری رویکردهای کارآفرینی اجتماعی با خلاء اساسی مواجه هستیم. بر همین اساس وجود نهادهایی که به توسعه چنین رویکردی همت گمارند لازم و ضروری به نظر می رسد و چه شایسته است که این نهادسازی توسط فعالان بخش اجتماعی و مدیران موفق سازمان های اجتماعی کشور و با استفاده از ظرفیت علمی جامعه دانشگاهی صورت پذیرد.
نسیم یادگار
محمد مهدی معماریانی
ویژگی های شخصیتی کارآفرینان اجتماعی
کارآفرينان اجتماعي گاهي با ويژگي هاي شخصيتی شان که شايد با فعاليت هاي که انجام مي دهند در تضاد باشد، تعريف مي شوند. بيل درايتون کارآفرين اجتماعي را به عنوان يک خط شکن با يک ايده جديد و قوي فردي که خلاقيت هاي زيادي را براي حل مشکلات دارد و جهان خيالي و واقعي را ترکيب مي کند، شخصي که يک شخصيت اخلاقي قوي دارد و به طور کلي از بينشي براي تغییر بهرمند است، معرفي مي کند .
درايتون همچنين مي گويد که همچون کارآفرينان خصوصي کارآفرينان اجتماعي هم يک تغیير منظم را پيش بيني مي کنند و نقاط مهم را که به آنها اجازه خواهد داد تا کل جامعه را به سوي يک مسير جديد هدايت کنند مي شناسند سپس با اصرار و پافشاري زيادي در پي به سرانجام رساندن کار خود مي باشند.
مک کللند ويژگي هاي شخصيتي عمومي که در کارآفرينان با سطح بالاي موفقيت وجود دارد را بيان مي کند که عبارتند از: نوآوري، ريسک پذيري ، خردمندانه، اعتماد به نفس، سخت کوشي، هدف گذاري، پاسخ گويي. همچنين جوزف من کاسو بيان مي کند که يک کارآفرين شخصي است که سازمان مي دهد، اداره مي کند و ريسک هاي يک کسب و کار را در نظر مي گيرد. موفقيت هاي تمام کارآفرينان بزرگ همگي حول يک ويژگي مهم و مشترک قرار دارد: آنها همه داراي قدرت قانع کننده اي در ارتباط با افراد هستند.
در شناسايي و انتخاب کارآفرينان اجتماعي آشوکا ويژگي هاي زير را بيان مي کند:
خلاقيت، به گونه ای که در پايه گذاري يک بينش و حل مشکلات موثر است.
ويژگي هاي کارآفرينانه، تعهد کامل شخص به بينش به اين مفهوم که آنها تا يک راه حل مناسب پيدا نکنند آرام نخواهند گرفت و تلاش دارند تا يک راه حل گسترش يافته در سرتا سر جامعه به عنوان يک الگوي جديد داشته باشند.
شخصيت اخلاقي، به این معنا که در فعاليت هاي کارآفريني اجتماعي افراد بايد به طور کامل قابل اعتماد باشند و تعهد آنها بايد از انگيزش خدمت به جامعه نشات گيرد.
ويژگي کارآفرينانه مهمترين ملاک است اگر چه ايده هاي خوب يا ايثار گرايانه و ابتکاري بسياري وجود دارد ولي ويژگي کارآفرينانه براي برنامه ريزي و طراحي تغییرهاي اجتماعي منظم در مقياس بزرگ ضرورت دارد .
آخرین به روز رسانی (سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۰۵)







